الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
67
الغدير ( فارسي )
آنهائى كه نام آنها را برد و از آنها داير به اين مطالب سئوال كن ، معاويه فرستاد دنبال عمر بن ابى سلمه و اسامة بن زيد و از آنها سئوال نمود ، آنها گواهى دادند كه آنچه را فرزند جعفر گفت ، خود از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم شنيديم همانطور كه او شنيده تا آنجا كه گفت ( تتمهء سخن ابن جعفر است ) و پيغمبر ما صلَّى اللَّه عليه و آله بطور تحقيق بهترين و برترين خلق را در غدير خم و در مواطن ديگر براى امّت خود نصب فرمود و بر آنها با او حجّت گرفت و آنها را باطاعت او امر فرمود و بمردم آگاهى داد كه او ( على عليه السّلام ) از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بمنزلهء هارون است براى موسى و اينكه او ولىّ هر مؤمن است بعد از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و اينكه هر كس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ولى ( متصرف در امور ) او است على عليه السّلام ولىّ ( متصرف در امور ) او است و هر كس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله به او اولى ( سزاوارتر ) است از خودش ، على عليه السّلام اولى ( سزاوارتر ) است به او . و اينكه او ( على عليه السّلام ) جانشين پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله است در ميان آنها و وصىّ او است و اينكه هر كس اطاعت او كند ، اطاعت خدا نموده و هر كس نافرمانى او كند نافرمانى خدا نموده ، و هر كس او را دوست بدارد ، خدا را دوست داشته ، و هر كس با او كينه بورزد و دشمنى كند با خدا دشمنى كرده . . . تا پايان حديث كه مشتمل بر فوائد بسيار و گرانبهائى است « كتاب سليم » . - 11 - ( احتجاج برد ، بر عمرو بن عاص بحديث غدير ) ابو محمّد ، ابن قتيبه ( شرح حال او در ج 1 ص 161 مذكور است ) در كتاب خود « الامامة و السياسة » ص 93 گويد : و ( مؤرّخين ) ذكر كردهاند كه : مردى از ( همدان ) بنام « برد » بنزد معاويه آمد ، در آنهنگام از عمرو بن عاص شنيد كه نسبت بعلى عليه السّلام سخنان ناروا و توهين آميز ميگويد ! به او گفت : همانا بزرگان ما از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدهاند كه فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، آيا اين مطلب حق و درست ؟ يا نادرست و باطل است ؟ عمرو بن عاص گفت : حق و درست است و من